تبليغاتX
شهر من

شهر من وبلاگی خواهد بود با موضوعيت شهرسازی و مدیریت شهری که نگاهی موشکافانه به مسائل جاری در شهر قزوین خواهد داشت.

چند وقتی است که میخواهم این وبلاگ را راه اندازی کنم و برخی از دوستان هم منتظربودند،ولی این امر با تأخیر مواجه گردید.امیدوارم بتوانم وبلاگی در خور مشکلات شهرمان داشته باشم.

موضوعی که بسیار فکرم را مشغول کرده است ،مربوط به بافت قدیم شهر قزوین است.که در حال از بین رفتن و نابودی آگاهانه است.مقاله حاضر را در اسفند ماه 83 به مجله پیام شهر ارسال کردم که به نقلی شهردار با چاپش مخالفت کرده بود.که با هفته میراث فرهنگی هم مقارن شد.

  

                         هویت

آسيب‌شناسي برنامه‌ريزي و طراحی شهري با محوريت بافت قديمي

حامد نوروزيان ـ كارشناس ارشد معماري

Hamedmrn @yahoo.com

هويت ، فرهنگ و تاريخ هر قوم و ملتي بسيار قابل احترام است . جدا از افتخار كردن به اين اركان ، ملتها سعي دارند هويت و تاريخ خود را ضمن حفظ و پاسداشت آن به ديگران هم ارائه دهند. و در اين دنياي پرهياهو از حفظ يك نقاشي روي ديوار ، مجسمه ها و ظروف سفالين تا دست نوشته‌ها و حتي يك سكه از هيچ كوششي دريغ نمي‌كنند . كشورهاي توسعه يافته علاوه بر حفظ آثار ديگر ملل نيز روي آورده‌اند . بحث بر سر درست يا نادرست بودن اين عمل نيست ، اما نمي‌توان گفت اگر آن آثار در همان مملكت باقي مي‌ماند ، حفظ مي‌شد ، مردمان بر حفظ اينگونه اشياء به اصطلاح عتيقه و ارزش نهفته در آن به خوبي واقفند و كمتر كسي حتي به سهو و نه به عمد اين ميراث تاريخي را از بين مي‌‌برد .

بعد از پيدايش شهرنشيني ، انسان به دنبال نيازهاي خود مشغول ساختن شهرها و محل تجمع زندگي نوع بشر شد و در سير تاريخي و تمدن در تمام دورانها مطابق با نيازهاي خود تغييرات لازم را انجام مي دادند تا به دوران معاصر رسيديم .

هجمه‌اي از تكنولوژي و اختراع انواع ماشين‌هاي صنعتي به وجود آمد و سرعت تحولات و مطابقت دادن مردمان به خصوص براي كشورهاي جهان سوم به قدري ناهمگون بود و تمام معادلات زندگي را بر هم زد .

تا ديروز كه در شهرهاي ما زندگي به آرامي جريان داشت ، راهي براي آمدن تكنولوژي ديده نشده بود و سرگرداني‌ها از همان ايام شروع شد.چه بسا مانند يك وسيله اضافي منزل با بافت كهن رفتار شدو همه يادشان رفته كه زندگي دركالبد همين وسيله اضافي(بافت تاريخي)معني پيدا مي‌كند و هويت مي‌بخشيد.اما اكنون ...

با برشهاي عرضي و طولي در بافت و بدون برنامه و مطالعه سعي كردند به زور ماشين را وارد بدنه شهري كنند و با گذشت زمان ، معضلات هم بيشتر مي‌شد . تكنولوژي براي راحتي انسان آمده بود ولي بلاي جان آنها شد . البته ناگفته نماند كه صاحبان اصلي تكنولوژي و پيشرفت معاصر ، تا به امروز به تعالي بسيار مطلوب رسيده‌اند و بافتهاي تاريخي خود را مانند همان اشياء تاريخي با كار آمدکردن و حيات بخشيدن به آن حفظ مي‌كنند.

در كشور ما پديده برخورد با مشكلات بافتهاي تاريخي تقريباً از 34 سال پيش شروع شد. از 1349 تا 1355 چند سمينار و كنفرانس برگزار شد . در سالهاي قبل از 1356 قوانين و كارهاي اقدامي كمي جدي‌تر شد . بعد از چند سال فراموشي در سال 1367 حل معضلات بافتهاي تاريخي باز هم مطرح شد ، اما تا كنون اگر يك طرح موفق هم داشته باشيم ولي يك عملكرد موفق در هيچ شهري نداشته‌ايم . در يزد ، شيراز ، تبريز ، مشهد و ... هركدام به نوعي به از بين رفتن بافت و هويت منجر شد و دستاورد آن خالي شدن و رها شدن آن بخش شهري بوده است و نهايتاً تخريب .

قزوين يكي از شهرهايي است كه از ديرباز داراي تاريخ و هويت شهري مي‌باشد . و باز هم از معدود شهرهايي است كه هنوز بخش قديمي و تاريخي آن مانند بازار ، مسجد ، حمام و... فعال هستند و اين در حالي است كه شهري مانند نائين 85% بازار قديمي‌اش تعطيل است. و در قزوين به جز تخريب‌هاي اوليه براي احداث خيابانهاي شهر ، درون بافتهاي تاريخي تقريباً دست نخورده باقي مانده است .

طرح احداث ادامه خيابان کوروش(شهيد انصاري) از گذشته مورد بحث بوده است و چند سال گذشته و همزمان با حركتهايی در سطح كشور براي حل مشكلات بافتهاي قديمي ، اين طرح جنبه عملي به خود گرفت و با تملك خانه‌ها و تخريب آنها ، آغاز گرديد .

اكنون جاي اين بحث نيست كه آيا كشيدن اين خيابان ضرورت بوده است يا خير ؟ چه تاثيرات مخربي بر بافت شهري تاريخي دارد و بريده شدن خيابان تبريز به صورت موجود چه لطمات جبران ناپذيري را در آينده خواهد داشت ؟ به هر حال اين اتفاق افتاده است . اكنون بايد در فكر حيات بخشي به درون بافت در آينده بود .

از شواهد امر پيداست كه برنامه مطلوب و مدوني براي كل مجموعه و بافت تاريخي در نظر گرفته نشده است . طرح بدنه‌سازي خيابان شهيد انصاري همانطور كه در پوستر آن كه در محل پروژه نصب شده ، پيداست ، چيزي شبيه به خيابان نواب تهران اتفاق خواهد افتاد .

اين بدنه كه داراي انواع كاربري‌هاي تجاري در زيرزمين و همكف و بعضاً مسكوني در طبقات بالا ديده شده است و نمايي ناهماهنگ با مجموعه دارد ، حتي اولين نكته طراحي در بافتهاي تاريخي را رعايت نكرده است . اين بدنه كه در دو طرف خيابان احداث خواهد شد  خط آسمان و كد ارتفاعي بافتهاي تاريخي پيرامونش را حفظ نكرده و موجب دفن شدن اين بافت همراه با بناهاي تاريخي درونش خواهد شد . و طرحي كه براي حل مشكل ايجاد شده بود در 5 الي 10 سال آينده چنان معضل جبران ناپذيري بوجود خواهد آمد كه چند برابر بايد هزينه شود تا به مرحله اكنون برسيم . با برخوردهاي موردي داخل بافت مانند احياء مجموعه سردار ، احيا‌ء محله آخوند ، احياء حمام بلور و طرحهايي از اين دست ، يك مجموعه ناهمگون به وجود خواهد آمد كه هر كدام در اين گروه اركستر تك مضراب مي‌زند و موسيقي دلنوازي را ايجاد نخواهد كرد . ما با هزينه كردن نادرست و نابجا ، طرحهاي ناهمگون ، بدون آينده‌‌نگري و بررسي افق شهري، به عمد در حال از بين بردن آنچه هويتشان نام مي‌برند هستيم .

دو علت متصور است . يا ديد مديران و تصميم‌گيران ما هنوز مانند سالهاي 1320 است و مشكلات ريشه‌اي با اين بافتها دارند و يا دچار نوعي روزمرگي شده‌اند و علي رقم خواستن حفظ اين نوع بافتها راه را به اشتباه مي‌روند  كه نتيجه هر دو علت چيزي جز تخريب سرمايه ملي ، بودجه و در كل هويت و ارزشهاي انساني نيست ، پس چاره چيست ؟

در ابتداي امر بايد اين طرحها مسكوت شوند . حال در هر مرحله ، به سفارش هر مدير و مقام و شركتي باشند . تا جلوي تخريب بيشتر گرفته شود . در مرحله بعدي چشمها را بايد شست و جور ديگر بايد ديد . اين بافتها سرمايه‌هاي اين شهر هستند و با حيات‌بخشي عقلاني ، علاوه بر رفع معضلات شهري ، منبع خوبي براي گذران اوقات تفريح همشهريان خواهد بود . الگويي خواهد شد در سطح كشور براي مواجهه با بافتهاي تاريخي و قديمي ، و در نهايت به جذب ايرانگرد و جهانگرد خواهد شد كه صنعت توريسم و گردشگري استان به كلي متحول شده و منابع درآمدي بسياري را ايجاد خواهد كرد . فقط بايد با تمام توان به حل شدن آن فكر كرد . اين بافتها به مانند همان اشياء عتيقه ، زيرخاكي و تاريخي ذي‌قيمت هستند .

نتيجه

قطعاً اين بافتها را نمي‌توان مانند اشيا‌ء در موزه نگهداري كرد و اين نوع ديدگاه هم يكي از نازلترين روشهاي موجود است .

بافتهاي تاريخي علاوه بر ارزش ذاتي خود بايد روح حيات بشري در آنها دميده شود تا زندگي همواره با شور و نشاط و سرزندگي جريان پيدا كند . با توجه به سخنان اخير وزير مسكن و شهرسازي كه براي 40 شهر تاريخي دستور حل معضلات بافتهاي تاريخي صادر شده است و بودجه‌اي در نظر گرفته شده است . در زير به طور خلاصه فرآيند و نوع نگرش طراحي و اهداف ساماندهي بيان شده است :

اهداف كلي در مقياس كلان

      v         ايجاد يك كانون فعال شهري

      v         جلوگيري از سير نزولي كيفيت عملكردي

      v         تقويت نقش عملكردي

  v  تبديل شهر قزوين به يكي از كانونهاي جذب فعاليتهاي گردشگري در منطقه و كشور

      v         رونق دادن به فعاليت‌هاي شهري و گردشگري هم‌شأن با ارزش فرهنگي و هويتي

      v         لزوم روشنگري سابقه حيات به لحاظ تاريخي فرهنگي براي شهروندان

اهداف كلي در مقياس مياني

      v         استفاده مناسب از بافت تاريخي و پتانسيلهاي آن

  v  حفظ و بازيابي هويت اصيل ، قديمي و باارزش شهر با احياء ارزشهاي كالبدي مستقر در بافت

  v  ايجاد انگيزه به منظور بازگشت رونق و زندگي شهري به بافت با ارائه محيطي با هويت اصيل و در بردارنده ارزشهاي بصري و ذهني

  v  توجه به استقرار كاربري‌هايي در مقياس‌هاي مختلف عملكردي با گرايشهاي مختلف و متنوع و متناسب با شأن سابقه فرهنگي بافت

اهداف كلي در مقياس خود

  v  ارائه ساختار كالبدي متناسب با عملكردهاي پيشنهادي و يادآور سنتها و ارزشهاي گذشته

      v         ساماندهي كالبدي فضاهاي شهري قديمي در جهت معرفي و بازيابي هويت اصيل محدوده

  v  رفع مشكلات كالبدي و عملكردي در اقدام اول خصوصاً در حاشيه بلافاصل ناحيه طرح

  v  ارائه راه‌حلهاي معماري هماهنگ با ساختار بافت شهري از يك سو و ايجاد سيماي شهري جديد و متنوع از سوي ديگر

  v  توجه به نيازهاي فضايي مورد نياز در يك فضاي باز و مركزي در شهر نظير دسترسيها ، ميدان (plazza) ، تردد ، فضاي سبز ، عناصر شاخص تا جاذبه هاي ذهني و بصري خاص بوجود آورد .

در خاتمه از مسئولين ، معماران و شهرسازان تقاضا دارم نظرات خود را اعلام نمايند تا بتوانيم شهري با طراوت و سرشار از اميد به زندگي داشته باشيم .

+ نوشته شده در جمعه 30 اردیبهشت1384ساعت توسط سردبیر |