جهان زیبا شد ، بلبل چمن آرا شد
جهان زیبا شد،بلبل چمن آرا شد
در ایران جشن گلها زنو بر پا شد
نوروز آمد-- هم خنده وی، هم نغمه نی ، گوید که چه پیروز آمد
پیروز آمد -- جانانه من ، در خانه من ، فرخنده چو نوروز آمد
(مرضیه بانوی آواز ایران)
نوروز ۲۵۶۶ شاهنشاهی سال کوروش کبیر ، بر همه ایرانیان و ایرانی دوستان فرخنده باد.
مبارک باشد، این نوروز و نو شدن روز.و دلهای ایرانی بتپد برای ایران بزرگ.
و سر خورده شوند تمام کسانی که میخواهند ایران ما ، کوچک شمرده شود.ایرانی آزاد و آباد با آغاز سال نو. این بوی عید را برای همه جهان هدیه کنیم.بوی صلح و دوستی را.نه جنگ و سیاهی. همه را دوست داشته باشیم تا ما را دوست بدارند.به همه احترام بگذاریم تا ما را محترم شمرند.
همه جا پاکی.همه جا نور.و همه با لبخند به استقبال این فرخنده روز برویم.
اینجا به مناسبت سال کوروش عکس و سخنی که گرد تاریخ بر رویش نشسته یادآور میشوم.

قسمتی از سخنرانی محمدرضا شاه آریامهر در برابر آرامگاه کوروش کبیر در ۲۰ مهر۱۳۵۰:
در طول بیست و پنج قرن کشور ایران شاهد سهمگین ترین حوادثی شد که تاریخ جهان برای ملتی روی داده است،و با این همه هرگز این ملت در برابر دشواریهای گران سر تسلیم فرود نیاورد.
طی دوهزار و پانصد سال، هر وجب از خاک این مرز و بوم با خون دلیران و جانبازان ایران زمین آبیاری شد تا ایران همچنان زنده و سربلند بماند.بسیار کسان بدین سرزمین روی آوردند تا آنرا از پای درآورند، اما همه آنان رفتند و ایران برجای ماند، و در همه این مدت علیرغم تیرگیها، این سرزمین فروغ جاودان همچنان تجلی گاه اخلاق و کانون ابدی اندیشه باقی ماند.....
(با عرض پوزش از خوانندگان محترم .در پی درج برخی واژه هایی که در حد و شأن هیچ مخاطب فهیمی نیست.به ناچار و خلاف میل باطنی من .درج نظرات شما بزرگواران بعد از تایید خواهد بود.باز هم پوزش مرا پذیرا باشید.- نویسنده)
سفره هفت سین
این هم از ماهی عید.علی همان طور که راه خانه را طی می کرد به ماهی قرمز کوچولوی توی پلاستیک نگاه می کرد و قند در دلش آب می شد.آخه به خاطر این ماهی خیلی زحمت کشیده بود.او مجبور شده بود در مغازه سعید آقا یک روز تمام کار کند . سعیدآقا مغازه بقالی داشت وعلی کوچولو با آن اندام لاغر و نحیف و دوستاشتنی اش حسابی کار کرده بود، و مزد آن هم یک ماهی قرمز کوچولو بود ولی بدون تنگ آب.
علی زنگ خانه شان را زد.
مادر علی:کیه؟
منم . علی.
در باز شد و علی وارد خانه شد.البته آنجا مستأجر بودند.یک زیرزمین با ده پله رو به پایین.از پنجره های کوچکی که روبه بیرون داشت ،نور می گرفت.علی با احتیاط از پله ها پایین رفت و وارد شد.مامان این هم ماهی عید.
چند ساعتی به تحویل سال نو نمانده بود.علی و خواهر 5 ساله اش هیچ چیز به جز جوراب نو نتوانسته بودند بخرند.پدر علی کارگر اخراجی بود و قربانی خصوصی سازی دولت فخیمه ایران......

طی استفتائاتی که از علماء انجام شده در خصوص رویت شب چهارشنبه سوری، بدین شرح به اطلاع متوسلین به این روز میرساند:
تاریخ ۲۲/۱۲/۸۵ روز یوم الشک نام گذاری شده و سه شنبه بعد ۲۹/۱۲/۸۵ احتیاط واجب که نزدیک به یقین هم نیست بهتر است مراسم گرفته شود.اما برای ارضاء مشتاقان و محبان ، این یک هفته، هفته وحشت اعلام میگردد.
باشد که در این هفته گرامی ،با حضور شما ملت شهد نوش، رستگار شوید.
مرکز اطلاع رسانی و پیامهای کوتاه استفتائی امور بند و بساط شهر قصه
((ماپا اوش))
بازهم ایرانی از بی عرضگی ....... تحقیر شد.شما مردم ایران زمین حرکتی کنید تا نشان دهید که هستید.چیزی شبیه کاری که برای خلیج فارس شد.
300 the movieخب گویا قراره یه بمب گوگلی دیگه راه بیفته. برای اینکه شما هم بتونید تو بلاگتون بذارید به اینجا مراجعه کنید.به همه دوستان توصیه میکنم که توی این حرکت سهیم باشند.
(اندکی در مثنوی تاخیر شد.این مطلب را باید ۱۸ اسفند روی وبلاگ قرار میدادم.خوب زیاد دیر نشده.پس بخوانید.- نویسنده)
او آمد
ساعت 8 صبح.یک روز نسبتا سرد آخرین روزهای زمستان.چهارشنبه 18 اسفند ماه 2536 شاهنشاهی.
کارگران ساختمانی آمده بودند سرکارشان.یک خانه سه طبقه که طبقه پایین آن تقریبا تکمیل شده بود و خانواده چهار نفری در آن ساکن شده بودند.با هزاران امید و آرزو.که خانه دار شدند. طبقات فوقانی هنوز تکمیل نشده بود.و کارهای برق کشی و نجاری درها و رنگ آمیزی و خورده کاری های ساختمانی مانده بود.
مادر خانواده ساعت نه و خورده ای چای برای اوستا کارا و کارگرها برد با کمی شیرینی عید.در نبود پدر خانواده که عصرها میامد و تو شرکت کار میکرد تا پول ساخت خانه و خانواده را درآورد، او بود که به کارگرها سرکشی میکرد.با آن وضع و حالش.حامله بود.اما انگار نه انگار.
آن روز طبقات را با چالاکی بالا و پایین میرفت. دو پسر خانواده هم محصل بودند.ابتدایی میرفتند.اون روزها در مدارس ، اغذیه داده میشد و آموزش هم رایگان بود.و اگر کودکی در خانه صبحانه نداشت خیال والدین تا حدودی راحت بود که در مدرسه چیزی مجانی خواهد خورد......
این عکس ، نماد گویای کارها در شهر من است.وضعیت ما در اینجا بدین گونه است که به حمدالله مِنّه همه بر کارها سوارند.اما این یک اشکال کوچک دارد که حرکت دادن این ترکیب یه متخصص می خواد.
متولیان شهرمن در یک فراخوان سراسری برای رفع این مشکل بسیج شده اند و استمداد طلبیده اند.به نظر شما چکار کنیم؟
|
موضوع دادخواست: فراخوان براي در خواست آزادي بي قيد وشرط مدافعان حقوق زنان که در تاريخ 13 اسفند 1385 دستگير شدند |
به نام ایزد یکتا
به مناسبت روز جهانی زن( 8 مارس)
انجمن دفاع از حقوق زندانیان،همایش بین المللی " زن و زندان "
را برگذار می نماید
همه شما عزیزانی که این را میخوانید دعوت شدید به یک مراسم .جامعه نسوان وطن خواه و آزادیخواه ایران زمین در بلاد قزوین بالاخره یک امان نامه گرفتند تا این مراسم را برگزار نمایند.در این مراسم حاجیه خانم شادی صدر سخرانی خواهند کرد.(از وکلای فعال مرکز است)
موسیقی اصیل ایرانی نواخته خواهد شد.پرسش و پاسخی با حضار انجام میشود.و بالاخره شیرنی و بازدید از حمام قجر(یا همون دو در) پایان این مراسم بزرگ خواهد بود.
از همه دوستان ،کسبه، علما،زعما،خلفا،راشدین و ناکسین و خلاصه هر کسی که موجود زنده هست دعوت میشود و همین جا هم از اونایی که اومدن تشکر مینماییم.باشد که شاید رستگار شویم.
زمان: ۱۴/۱۲/۸۵ ساعت ۱۵ الی ۱۸
مکان:قزوین. خیابان فلسطین.نرسیده به جهار راه بنیاد شهید.سالن جهاد کشاورزی
مناسبت: روز جهانی نسوان- ۸ مارس
ضمنا مجلس زنانه هم در همان مکان منعقد میباشد.
آخرین مصاحبه شهرام جزایری به نقل از بازتاب:
به گزارش فارس، متن كامل گفتگوي تلفني شهرام جزايري :
-الو بفرماييد؟!
**سلام حال شما خوبه؟! چند لحظه گوشي، آقاي شهرام جزايري ميخواد صحبت كنه.
جزايري:سلام برادر! حال شما خوبه؟!
-خيلي ممنون شما خوبيد؟ بفرماييد؟!
جزايري: چرا اينقدر تو بوق ميكنيد رسوايي اين مملكترو، هي ميزنيد، متهم فلان و فلان و فلان! صدتا اتهام به منِ بيچاره ميزنيد! آخه شما كه بچههاي به اين خوبي، مسلمونهاي به اين گلي هستيد، آخه چرا اين كارهارو ميكنيد؟ بزرگوار!
- ببينيد آقاي جزايري! ما كار خبري و رسانهاي خودمونرو انجام ميديم.


برای تنوع هم شده به این عکس نگاه کنید و بگویید نماز محمود جان باطل شده یا نه به امر ولایت درست میتونه باشه؟
آیا ایرانستان در حال شکل گیری است؟
خبرنگار «بازتاب» گزارش داد: در حادثه ظهر دیروز حدود هشت تن از نیروهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در منطقه خوی به شهادت رسیدند.
بنا بر اين گزارش، ظهر روز گذشته، زماني كه يك فروند بالگرد حامل هشت تن از نيروهاي سپاه پاسداران براي سركشي به منطقه خوي عزيمت كرده بود، بالگرد مذكور دچار مشكل شده و فرود اضطراري ميكند، و پس از دقايقي با منفجر شدن اين بالگرد، نيروهاي مذكور به شهادت ميرسند.
در حالي كه برخي منابع، نقص فني و برخورد بالگرد با برخي موانع را علت انفجار بالگرد عنوان ميكنند، گروههاي تروريستي تجزيهطلب مدعي شدهاند برخورد موشكهاي آمريكايي SA-7 موجب انفجار بالگرد و شهادت نيروهاي ايراني شده است.
بر پايه اطلاعات رسيده، سردار سعيد قهاري فرمانده لشكر 3 ويژه شهدا و سردار حنيف درستي فرمانده يكي از تيپهاي اين لشكر، در ميان سرنشينان اين بالگرد بودهاند.
لازم به ذكر است، طي دو روز اخير درگيريهايي نيز بين نيروهاي نظامي ايران و تروريستها در منطقه جهنمدره خوي رخ داده كه تلفات سنگيني از نيروهاي تجزيهطلب «پ.ك.ك» در بر داشته است.
برخي گزارشها از كشته شدن حدود بيست تن از تروريستها حكايت دارد كه تاكنون جنازه تعدادي از آنان به دست رزمندگان افتاده و با توجه به برف سنگين در منطقه درگيري، جستجو براي يافتن جنازه تعدادي ديگر ادامه دارد.
گفتني است، هفته گذشته با افشاگري راننده يكي از سران گروه تروريستي «پ.ك.ك» كه در ليست گروههاي تروريستي آمريكا قرار دارد، اطلاعات ديگري از ارتباط فرماندهان ارتش آمريكا با سران اين گروه تروريستي فاش شد.
در اين حال، قرارگاه حمزه سيد الشهداء (ع) سپاه پاسداران با انتشار اطلاعيهاي جزييات جديدي از عمليات عليه ضد انقلاب در نوار مرزي ايران و تركيه را تشريح كرد.
قرار گاه حمزه سيد الشهداء (ع) سپاه پاسداران در اطلاعيهاي اعلام كرد: در ادامه پاكسازي مناطق مرزي شمال غرب از وجود اشرار ضد انقلاب و پس از اطلاع از حضور اشرار ضد انقلاب در 17 كيلومتري نوار مرزي واحدهاي عملياتي لشكر 3 نيروي زميني سپاه به سرعت در منطقه حضور يافته و با محاصره اشرار ضد انقلاب اقدام به انهدام عناصر گروههاي متجاوز كردند.
اين اطلاعيه ميافزايد: در اين عمليات حداقل 17 نفر از عناصر مزدور ضد انقلاب به هلاكت رسيده و تعدادي زخمي شدند.
در ادامه اين اطلاعيه آمده است: فرمانده لشكر 3 نيروي زميني به اتفاق 8 نفر از همراهان كه به وسيله يك فروند بالگرد 214 هوانيروز ارتش جمهوري اسلامي ايران جهت سركشي عازم منطقه بودند، با توجه به شرايط بد آب و هوايي دچار سانحه شدند.
اين اطلاعيه ميافزايد: واحدهاي عملياتي نيروي زميني سپاه مستقر در منطقه به پاكسازي كامل منطقه از وجود اشرار ضد انقلاب ادامه ميدهند.
هرچه خواستم موضوعی انتخاب کنم نشد.اما این دوعکس در کنار هم بهترین موضوع است.

شهرام جزایری با سرمایه مادی نمیدانم چند هزار میلیاردی و بعد از آن همه نمایشها و بازیها با لبی خندان از این مملکت رفت تا بقیه عمرش را صفا کند در بهشتی که از دولت بی دولتان مهیا کرده است.
شهرام جان وقتی هم در زندان بود آنقدر امتیازات ویژه داشت که به دخالت رئیس قوه قضاییه منجر شد و دستور لغو صادرشد و بقیه ماجرا...
اما احمد باطبی که با سرمایه مادی یک زیرپوش و عکسی و فریادی به مدت هفت سال است که از ما ها دور است و در کنج زندان و تاریکی نشسته.و چرا با این زیرپوش خونی تزلزلی ایجاد کرد که عقوبتش حکم اعدام و بعد از تعدیل ۱۵ سال زندان شد؟نمیدانم. آیا عیب از سست بودن دیوارها نیست؟
و چرا رئیس قوه عدالت گستر و دولت مهرورز و .... هیچ به روی خودشان نمی آورند.احمد به خاطر یک رودربایسی آقایان با انواع نیروها این بلا سرش آمد.واقعا شرط انصاف نباشد که چنین کنید....
که همسرش را به گروگان بگیرید.این اسمش تروریسم دولتی نیست؟
احمد عزیز شرمنده ام که این حداقل کاری است که میتوانم انجام دهم.اما آرزو میکنم هرچه زودتر بیرون بیایی و مانند بقیه دوستان به روشنایی بروی و به آنها ملحق شوی.تا کمی بیاسایی و تنفس کنی بدون ترس و تاریکی.و بتوانی بخندی.حداقل مانند شهرام جزایری....
|
کوتاه از مرضیه بانوی آواز ایران:
یادش بخیر آن شب خوش که نوشیدم از دست تو جامی
زان شب که در بیخبر گشتی از عاشق بی سرانجامی
بعد از آن شب دگر مستم و بیخبر من ندارم به لب غیر نامت کلامی
تو هم یاد ما کن گهی با سلام و پیامی